دو لطيفه از مثنوي و جوامع الحكايات

دزدي عمر
از كسي پرسيدند: چند سال داري؟
گفت: هجده، هفده، شايد شانزده، احتمالا پانزده
رندي گفت: از عمر چرا مي دزدي؟ اين طور كه تو پس پس مي روي، به شكم مادرت باز مي گردي
مولوي// مثنوي معنوی
------------------------------
سکوت
در مجلس معاويه، يكي از بزرگان خاموش بود و هيچ نمي گفت
.معاويه گفت: چرا سخن نمي گويي؟
گفت:چه بگويم؟ اگر راست بگويم، از تو بترسم و اگر دروغ گويم، از خدا بترسم. پس در اين مقام، سكوت بهتر است
محمد عوفي// جوامع الحكايات